به گزارش پایگاه خبری اندیشه کرد، من به عنوان یک هنرمند و صاحب نظر در موسیقی به علت علایق خانواده به عرفان و عرفا و زندگی در میان مریدان از سن 5 سالگی با نواها و ابزارها، اشعار و اساتید موسیقی خانقاه شیخ عباس آشنا هستم و بزرگترین عامل انگیزیشی بنده در آشنایی با هنر موسیقی، طی طریق موسیقی و پیشرفت هنری ام در این میدان بود.
طنین صدای دف مرحوم پدرم و سایر دراویش روستای هانیس در شبهای سخت زمستان یک نوستالوژی رویائی فراموش نشدنی است که شبیه آن را در هیچ کجای دنیا ندیدم، اخلاصی که در آن پنجه ها و حنجره ها بود هنوز هم روحم را نوازش می دهد.
در این فضا بود که ریتم ها را یاد گرفتم و کوک صداها و نوع مقام ها را تشخیص می دادم.
دراویش دور هم جمع می شدند و خلیفه یا پیر طریقت خواندن اوراد را شروع می کرد و همه مریدان یکصدا جواب میدادند، این ذکر و همخوانی گروهی که بیش از یک ساعت طول میکشید را تهلیله میخوانند و بعد از آن دف نوازان کار را شروع کرده و احوال پاکدلان را به نوای روحانی موسیقی می آراستند.
ریتم سنگین چهار ضربی یا همان (چهار چهارم) که در کردستان به «به ر بیاخی» میخواندند که بیشتر در مقام بیات یا افشاری است.
بعد از «به ربیاخی» ریتم عوض میشد به «حی الله» اول که ریتمی با یک سکوت سیاه نقطه دار ادامه پیدا میکرد و یک ملودی مشهور به نام «آی له باخ و گیان له باخ» خوانده می شد، بعد از 2 تا 3 دقیقه ریتم به «حی الله» دوم تغییر می یافت، بعد از این هم «حی الله» سوم آغاز میگردید.
بعد از این هم با اشاره پیر طریقت یا خلیفه ریتم به «حی یا قیوم» تغییذر می کرد که بیشتر شبیه 5 ضربی است، سپس ریتم «دائم نوع اول» همراه با خواندن اشعار به مدت 3 تا 4 دقیقه شروع میشد، کم کم شور و هیجان دراویش به اوج میرسید و مقام تغییر داده می شد و ریتم «گرمیانی یا غوثی» به اوج می رسید.
دفنوازان بیشتر از اشعار شاعران کورد استفاده می کنند که این ریتم بیش از سایر ریتمها زمان می برد و هنگام نزدیک شدن به پایان ذکر ریتم کم کم ملایم شده و «دائم» دوم با آرامش خوانده می شد و پس از این نوبت به خواندن دعای پایانی می رسید.
سعدالله نصیری – هنرمند و موسیقی دان















