سالهاست که درمنابع طبیعی فعالیت میکنم و بارها در روستاها، و عرصههای طبیعی استان با مردم، انجمنهای مردم نهاد، فعالان منابع طبیعی و اصحاب رسانه همکلام شدهام. برخی از این دیدارها شاید در ظاهر، صرفاً یک کلاس آموزشی یا یک بازدید ساده به نظر برسند، اما برای من تجربیات زیادی به همراه داشته است.
یکی از این خاطرات، به روستای کرفتو در شهرستان دیواندره بازمیگردد. پدری را دیدم که سالها پیش، همسر و فرزندانش را درجریان یک سیلاب از دست داده بود، برای او، سیلاب تنها یک پدیده طبیعی نبود؛ بلکه زخمی تازه و درد آور بود که شبانه روز با آن زندگی میکرد.
اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کردستان در راستای وظایف سازمانی، باتوجه به شرایط جغرافیایی منطقه و براساس مطالعات انجام شده و نیاز مردم منطقه، درآن محدوده اقدام به اجرای سازههای متنوع آبخیزداری کرد؛ از اجرای پروژههای توسعه و غنی سازی پوشش گیاهی تا سازه های سنگی گابیونی،سنگی ملاتی.
چندسال بعداز اجرای پروژهها،به همراه همکاران برای بازدید به آن منطقه رفتم،در کنار سازەی جدید با آن پیرمرد دیدارکردم با چشمان اشک آلود و با بغض گفت: زمان زیادی از حادثه گذشته سیلاب آمد و خانوادهاش را با خودش برد ولی دیگه نمیترسیم.
امیدواری این پدر،دیدگاه من در حوزه منابع طبیعی را متحول کرد.
نشان داد فعالیت های منابع طبیعی یک پروژه یاساخت یک سازه نیست، می تواند مستقیم زندگی مردمی را که سالها با پیامدهای تخریب سرزمین، سیلاب و فرسایش خاک روبرو بودند،تحت تاثیرمستقیم قراردهد.
قابل توجه است که احداث سازه های مکانیکی آبخیزداری؛بعداز اقدامات آموزشی و فرهنگ سازی و آگاهی بخشی،فعالیتهای حفاظتی مانند کاداستر صدور اسناد دولتی، اجرای پروژههای بیولوژیک در مراتع و جنگل ها مانند کپه کاری و بذر پاشی، توسعه و غنی سازی جنگلها و درختکاری؛ آخرین مداخله در طبیعت در راستای اهداف عالی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری حفظ، احیاء، اصلاح، توسعه و بهرهبرداری ازمنابع طبیعی است. اما وقتی این اقدامات احساس امنیت در جامعه محلی را بهوجود میآورد؛ یعنی انجام یک فعالیت عادی حفاظتی به یک نیازانسانی،اجتماعی تبدیل شده است.
برخی مواقع یک صحبت ساده، نگاه بهره برداران را به نحوەی حفاظت از طبیعت اطرافش تغییرمیدهد.
یعنی مشارکت مردم، همیشه با حوادث و ترس آغاز نمیشود. در روستای کیلهشینِ بانه، در یکی از کلاسهای آموزشی درباره کپهکاری در مراتع،با پیرمردی برخوردکردم که با دقت تمام مطالب را دنبال میکرد. او پس از پایان کلاس، با لهجه شیرین کردی از ارزش گون، ریواس و آویشن و ضرورت حفظ پوشش گیاهی منطقه برای آیندگان صحبت کرد.
جملات پیرمرد به بیان کوردی نشان میداد که آموزش زمانی اثر گذارتر است که خود بهره داران درمورد حفاظت از منابع طبیعی سرزمینشان صحبت کنند.
جوامع محلی و بهره برداران در روستاهای ما سالهاست که با چشمه،کوهستان و رودهای و دره ها زندگی کردهاند و تغییرات طبیعت را بسیار زودتر ازگزارشهای رسمی و دستورالعمل های سازمانی حس میکنند.
به این دلیل آموزش نبایدحول یک انتقال اطلاعاتِ یکطرفه از کارشناس به مردم باشد؛ بلکه باید گفتوگویی باشد میان دانش تخصصی و تجربه محلی به زبان همان مردم در راستای رفع نیاز همان مردم.
در روستای سالیانِ توابع بخش کلاترزان شهرستان سنندج تجربه ای جدید را دیدم.
یکی از اعضای شورای اسلامی روستا که از طریق بازدیدها با اهمیت سازههای آبخیزداری آشنا شده بود، خودش به اداره کل آمد و گفت که او و اهالی روستا آمادگی دارندباهزینه خودشان برای اجرای یک سازه اقدام کنند.
این یعنی پروژه ای زیبا و موثر با همت جامعه محلی روییده است.
همکاران اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری نیز در نقش مشاور و ناظر فنی، در کنار جوامع محلی ایستادند تا این طرح به ثمر برسد و در نهایت، همان بهره برداران از آب ذخیرهشده پشت سد در چند سال خشکسالی گذشته برای تامین آب مزارع خود استفاده کردند.
بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی هنگامی که در راستای آمایش سرزمین بوده و براساس مطالعات انجام شود حفاظت از منابع طبیعی با اقتصاد خانوار بهره بردار،گره میخورد وموضوع از یک مفهوم کلیشه ای خارج شده و به بخشی از اقتصاد و آیندەی یک بهره بردارمحلی تبدیل میشود.
خانواده ای محلی در روستای توکلانِ شهرستان دیواندره، دردامنههای کوهستان چهلچشمه با درک این موضوع،درمحل سرچشمه رودخانه اقدام به احداث سازهای آبخیزداری کردندو آب ذخیرهشده رابرای پرورش ماهی قزلآلای سردآبی انتقال دادند.
این نشان میدهد وقتی حفاظت از منابع طبیعی بامعیشت پیوند میخورد، مردم طبیعت را نه فقط عرصهای برای حفاظت، بلکه بخشی از اشتغال و اقتصاد و زیر بنای امید به آیندەی خودمیبینند.
یادداشت؛ پیمان فتاحی
کارشناس آموزش اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کردستان
















