کیومرث حبیبی نتوانست ساختارها را تغییر دهد اما توانست بسیاری شاخ ­ها را بشکند
کیومرث حبیبی نتوانست ساختارها را تغییر دهد اما توانست بسیاری شاخ ­ها را بشکند
سالها بود که صاحب نظران مدیریت بر این باور بودند که اداره مملکت بر محور قاعده توسعه گرایی علمی و کارشناسی نیست بلکه بر اسب مراد رانت­ جویان سوار است، این منتقدان از سوی غارتگران با اتهامات گوناگون روبرو شدند.

به گزارش پایگاه خبری اندیشه کرد، برآورد وضعیت شاخص ­های پیشرفت کشور با منابع مصرف شده و مقایسه وضعیت لاکچری برخی از افراد با گذشته فقیرانه آنها، ادعای منتقدان را ثابت کرده و دل هر دلسوزی را دلسرد می ­کند.

دادن پست ­های مدیریتی به افراد بدون اهلیت علمی و صلاحیت اخلاقی در 47 سال اخیر و استناد به وابستگی ­های نسبی، سببی و باندی در واگذاری مناصب، میدان توسعه و سنگر خدمت را به تصرف بدسوادان و فاسدانی درآورد که به علت نداشتن حس اخلاقی و تعلق میهنی هر کاری که بخواهند می‌کنند.

با اطمینان کامل می گویم که بحران­ های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور نتیجه دقیق بودن توطئه ­های اسرائیل، قدرت نظامی آمریکا، دیوانگی ترامپ و بی ­معرفتی هم­ پیمانان نیست بلکه ریشه در تصرف مجاری قدرت و مدیریت توسط مفسدینی دارد که از هر نوع نظارت و محاکمه معاف ­اند.

اوایل صدرات اسماعیل زارعی کوشا در استانداری کردستان بود که برای اولین بار بعد از انقلاب بحث واگذاری پست به چهره ای آکادمیک مطرح شد و دکتر کیومرث حبیبی از چهره­ های نامدار مهندسی عمران و شهرسازی ایران برای تصدی معاونت عمرانی استانداری مطرح شد که بعد از چند ماه درگیری استاندار با مخالفان در 5 تیرماه 1400 وارد دایره مدیریت استان شد.

جالب ­ترین نکته مطرح شده توسط مخالفان این بود که حبیبی 50 سال دیر وارد جرگه مدیریت عمرانی شده زیرا سرطان برنامه ­ریزی غیر کارشناسی تمام بدنه توسعه عمرانی استان را فراگرفته و باید تا ابد با همین روش غلط پیش رویم.

در این زمان بود که سربازان باندها و مخالفان اجاره ­ای وارد میدان پیکار با این استاد مهندسی عمران ایران شده و وی را به تنگ ­نظری و مانع تراشی متهم کردند که اتهامی وارد بود زیرا در برابر منافع غارتگران بسیار تنگ ­نظرانه برخورد و تمام سوراخ ­های منافع آنها را برای 4 سال مسدود کرد.

وی مدتی بعد متهم به تحریک اجاره نشینان و پیمانکاران به شورش بر علیه نظام شد، بعد از این به تلاش برای تعطیل کردن پروژه ­های عمرانی و اندکی بعد مهمترین نقطه ضعف وی را تعلق به دولت ابراهیم رئیسی دانستند، گویا نمی دانستند که عامل تمام بدبختی های جامعه و عقب ماندگی ها خودشان هستند.

فلسفه آمدن حبیبی، علمی کردن نظام مدیریت شهری، عمران روستائی و تعریف پروژه­ های زیرساختی برای برون رفت از غلبه نادانی و رانتجوئی بر توسعه عمرانی بود که در اجرا با مقاومت­ های سنگین روبرو شد.

حبیبی در میدان مبارزه تنها ماند و خبری از حمایت فلان نماینده مدعی ناسیونالیزم کوردی، فلان رسانه مدعی کوردایه ­تی و تشکل ­های غیر دولتی نبود.

سرعت گیری روند تامین زمین مسکن ملی و تعاونی­ های مسکن و حرکت به سمت کاهش نقش سیاست در تعریف پروژه ­های شهری و زیرساختی از نقاط درخشان کارنامه حبیبی است اما درخشان ­ترین را باید تسلیم نشدن در برابر فشارهای قدرت های پنهان در کمیسیون ماده 5 دانست.

کمیسیون ماده 5 بیش از 40 سال حیاط خلوت غارتگران برای قانونی کردن غارت و فرار از دست قانون و رسانه بود اما حبیبی آبی سمی در این لانه ریخت و توانست صحت این ضرب المثل را به اثبات برساند که می­گوید «دست خود را کوتاه کن تا زبانت دراز باشد».

استعفاهای پی در پی دکتر حبیبی در 4 سال مدیریتش نشان از واقعیاتی دارد که ادامه آنها سرنوشت مملکت را چنان به باد می­دهد که تصورش وحشتناک است، حال باید دید که متولیان امور، رسانه­ های غیر وابسته، مدعیان میهن ­پرستی و تشکل ­های غیر دولتی برای پایان دادن به این روند چکار می ­کنند.

حال که حبیبی رفت خدا نگهدارش باد و ما هم آرزوی بازگشت وی را نداریم زیرا زجرهای دوران مدیریتش را دیدیم اما آروزی پایان دادن به نخبه آزاری، بیگانه بودن نظام حکمرانی با دانش و فرار برنامه ­ریزان از استانداردهای جهانی را در دل داریم.

یادداشتی از صدیق مینایی – روزنامه ­نگار